اعترافات هر روزه ی من

در این جا اعتراف های هر روزه ی من را خواهید خواند!

همین دو شب پیش بود که اصغر فرهادی، کارگردان فیلم “جدایی نادر از سیمین” به‌خاطر این فیلم، جایزه گلدن گلوب سال ۲۰۱۲ را در بخش بهترین فیلم خارجی دریافت کرد.

در حاشیه دریافت این جایزه، فرهادی با “آنجلینا جولی” هم دیداری تازه می‌کند و در مراسم هم با بازیگران هالیوودی می‌نشیند و جایزه خود را هم از “مدونا“ی خواننده می‌گیرد و چند ثانیه هم در آن میان از مردم صلح‌دوست خود یاد می‌کند.

***

حالا در این میان واکنش‌های رسانه‌های داخلی ما بسی جالب است. یک خبرگزاری (که خود را بزرگ‌ترین خبرگزاری فارسی زبان می‌داند) به غمزه چشم‌های فرهادی به “جودی فاستر” ایراد می‌گیرد (که البته خبرش بعدا حذف می‌شود) و یا یک خبرگزاری دیگر، مصافحه فرهادی با آنجلینا جولی را خلاف عرف دیپلماتیک کشور می‌داند! انگار که فرهادی دیپلمات است!

یک چیزی این وسط مغفول مانده است که انگار به آن توجه نمی‌کنیم. آن‌هم این است که باید قبول کنیم که اصغر فرهادی، همین اصغر فرهادی است!

فرهادی اگر با ما هم عقیده بود، کاری می‌کرد که با بازیگران کمپانی که سالیانه چندین فیلم علیه کشور ما بازی می‌کنند، رو در رو نشود و با آنان مصافحه نکند. یا فرهادی اگر با من و تو موافق بود، به همین راحتی با بازیگران دولتی امریکا در یک جشن حاضر نمی‌شد و جایزه امریکایی را نمی‌پذیرفت.

او برایش این چیزها مهم نیست. یعنی اعتقادی به منازعات فرهنگی و همه آن چیزهایی که برای ما مهم است ندارد. باید اصغر فرهادی را با آنجلینا جولی بپذیریم.

***

واقعیت این است که اصغر فرهادی با فیلمش، جایزه‌های بین‌المللی را درو کرده است و احتمالا تا این‌جا توانسته با لابی‌های موفقی که داشته، نگاه‌ها را به خود معطوف کند. دریافت جایزه اُسکار هم برای او خیلی بعید نیست.

حالا ما این وسط می‌خواهیم چه کنیم، خدا داند!

می‌توانیم کما فی‌السابق خودمان را به در و دیوار بکوبیم و سر ِ اصغر فرهادی داد و بیداد کنیم.

اما یک راه دیگر هم هست! می‌توانیم سرمان را بالا بگیریم و چشم در چشم اصغر فرهادی بایستیم. به او به‌خاطر موفقیت‌ش تبریک بگوییم و بگوییم: آقای فرهادی! با کمال احترام؛ از نظر من، تو نماینده کشور من نیستی! همین!

بسم الله

۲۲ سال است که تمام استان‌های کشور را به عنوان نفر اول کشور از نزدیک دیده است؛ فقط مانده است خراسان شمالی.

داشتم پیش خودم فکر می‌کردم اگر تمام مسئولین کشورمان در این سال‌ها این‌طوری کار می‌کردند…

خدا قوت بدهد به بازوان این مرد ِ خستگی ناپذیر ِ انقلاب ما…

بسم الله

من تحلیل‌گر سیاسی نیستم. اصلا هم نمی‌دانم فتنه‌ی بعدی چیست یا از چه جنسی می‌تواند باشد. یعنی بصیرتم به این حرف‌ها قد نمی‌دهد! اما همین‌قدر می‌دانم که تا ۲سال پیش به برادران هم‌رزمم می‌گفتم “حزب اللهی”. اما الآن به هر کدام‌شان یک چیزی می‌گویم. یکی‌شان شده احمدی‌نژادی؛ یکی مشایی‌چی؛ دیگری حامی قالیباف؛ آن یکی از بچه‌های کم بصیرت؛ یکی دیگر هم نخودی و بی‌بصیرت؛ آن یکی بی‌اخلاق و بی‌ادب!

***

من تحلیل‌گر سیاسی نیستم. از فتنه‌ی بعدی هم خبر ندارم. اما خوب می‌دانم که دشمن از این‌که جبهه حزب الله ضعیف شود خوشحال می‌شود. از این‌که حزب اللهی وقتی جبهه خودش را نقد کند، یک حزب اللهی دیگر به او برچسب بزند، حمایت می‌کند. این را می‌فهمم.

***

من تحلیل‌گر سیاسی نیستم. از فتنه‌ی بعد هم هیچ نمی‌دانم. اما احساس می‌کنم گشتن به دنبال ریشه‌ی این ماجرا، کم از “عمار” شدن برای رهبر عزیز ندارد. احساس می‌کنم جمع کردن اهالی جبهه حزب الله زیر پرچم آن، ثواب دارد.

***

من تحلیل‌گر سیاسی نیستم. به هیچ‌کس هم تکلیف نمی‌کنم. ولی می‌فهمم که باید به جای ملاک شدن احمدی‌نژادی بودن و مشایی‌چی بودن یک طرف، ملاک “خودی و غیر خودی” خودمان مجددا زنده شود. تعریف‌ها برگردد به همان. ملاک‌ها به همان.

***

من تحلیل‌گر سیاسی نیستم. به جای هیچ‌کس هم تصمیم نمی‌گیرم. اما همین قدر می‌فهمم که باید در این زمینه قلم زد. باید نوشت و به نیت ترمیم “جبهه حزب الله”، هر آن‌کس را که ملاک را غیر از ملاک رهبرمان می‌داند، نقد کرد.

***

رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه تهران؛ ۹ مهر ۱۳۷۸:

من الان هم عرض مى‏‌‎کنم که گروه‌هاى خودى، فاصله بین خودشان را کم کنند. فاصله‏‌ها بین خودشان که کم شد، فاصله با غریبه‏‌ها آشکار مى‏‌شود. باید به هم نزدیک شوند تا غریبه‏‌ها فاصله‏‌شان با آن‌ها آشکار شود. هر چه شما خودی‌ها با هم نزدیک‌تر و مهربان‌تر باشید، غریبه‏‌ها از شما فاصله بیش‌ترى خواهند گرفت.

بسم الله

قدیم‌ترها، لیلی که دلش خون می‌شد، مجنون هزار غنج روی صورتش می‌انداخت و روزها و ماه‌ها بیابان‌گرد می‌شد و خون گریه می‌کرد.

اما از وقتی مجنون وبلاگ‌نویس شده است، انگار قانون عشق بازی‌اش هم عوض شده است! لیلی که دلش خون می‌شود، رخ می‌نماید و خوشحال می‌شود و افتخار می‌کند که دل لیلی را رنجانده‌ام. آن‌هم نه یک بار. چند بار بلکه!

هر کس هم به مجنون تذکر می‌دهد که بابا جان! دل معشوقه‌ات را رنجانده‌ای! حداقل ابراز ندامتی کن. اما مجنون با افتخار تمام می‌گوید لیلی فقط من را می‌بیند و برای من دلش خون می‌شود. بروید همه‌تان بمیرید از حسادت!

انگار مجنون خبر ندارد که لیلی دل‌ها در گرو خود دارد که وقتی دل‌خور می‌شود، هنوز هستند مجنون‌هایی که اشک‌هایشان از گوشه چشم‌شان روانه می‌شود و غصه می‌خورند.

مجنون هم مجنون‌های قدیم!

*

اعتراف امروز: دومین بار بود لیلی درباره مجنون (های) وبلاگ‌نویس تذکر می‌داد. همین!

بسم الله

پس از سخنان رهبر انقلاب در نماز جمعه ۱۵ بهمن، «اخوان المسلمین» در واکنش به این سخنان در سایت انگلیسی خود نوشت:

MB responds to Iran’s Islamic Leader Mr Khamenai: The MB regards the revolution as the Egyptian People’s Revolution not an Islamic Revolution asserting that the Egyptian People’s Revolution includes Muslims, Christians, from all sects and political

اخوان المسلمین معتقد است انقلاب مردم مصر، یک انقلاب اسلامی نیست که انقلاب مردم مصر شامل مسلمانان و مسیحی‌ها از تمام بخش‌ها و نظرات سیاسی است.

۱.اخوان المسلمین به عنوان یکی از قدیمی‌ترین احزاب سیاسی و زیر زمینی مصر مطرح می‌شود. اما به طور مشخص هیچ ارتباط رسمی خوبی با ایران نداشته‌اند و بعضا به تندروی هم متهم هستند. اما حالا به دلیل محبوبیت شده‌اند جزو گروه اصلی معترضان.

۲.رهبری در هیچ کجای حرفشان در نماز جمعه نگفتند که انقلاب مصر دقیقا مثل انقلاب اسلامی است. کلیدواژه‌های به‌کار برده شده توسط ایشان مثل همیشه استکبار ستیزی، عدالت‌خواهی و ضد صهیونیستی بوده است. موضوعی که هیچ منافاتی با دین معترضان مصری ندارد. گرچه نمی‌توان برجسته بودن قدرت مسلمانان را در این اعتراضات کتمان کرد؛ اما رویکرد سخنان رهبری بر این محور بوده است.

۳.رهبری در بیانات خودشان گفتند:

شک نیست که قیام ملتها، بسته به اقتضائات جغرافیائی و تاریخی و سیاسی و فرهنگی،در هر کشوری دارای مختصات منحصر‌به‌فرداست و نمیتوان چیزی را که در انقلاب کبیر اسلامی در ۳۰ سال پیش در ایران واقع شد، عیناً در مصر یا تونس یا هر کشور دیگر اسلامی انتظار داشت.

این جمله کاملا گویاست که هر کشوری مقتضیات خودش را دارد. قرار هم نیست انقلاب اسلامی با تمام جزییات در مصر پیاده شود. بلکه منظور از صدور انقلاب اسلامی، همان روحیه استکبار ستیزی، ضد صهیونیستی و دفاع از عزت و کرامت انسانی است. حالا ممکن است شکل آن در کشورهای مختلف، متفاوت باشد. همانند جنبش حزب الله در لبنان که به دلیل بافت جغرافیایی، تا حدودی فراتر از مسائل دینی و مذهبی کار می‌کند.

۴.صحبت رهبری در بند آخر بیانات ایشان پاسخگوی بسیاری از سئوالات است:

بوقهای تبلیغاتی دشمن مانند همیشه فریاد خواهند کرد که ایران میخواهد دخالت کند، میخواهد مصر را شیعه کند، میخواهد ولایت فقیه را به مصر صادر کند و میخواهد و میخواهد… این دروغها را سی سال است میگویند تا ملتهای ما را از یکدیگر جدا و از کمک یکدیگر محروم کنند ومزدوران آنها هم آن را تکرار میکنند.

نظر من این است که باید حواس‌مان باشد که از واقعیت بزرگی که در حال اتفاق است، منحرف نشویم.

»»»»

دیگران این‌طور نوشته‌اند:
*شاهد: آیا اخوان المسلمین بر ضد سخنان رهبر انقلاب موضع گیری کرده اند؟
*راه۵۷: بیانیه اخوان‌ ترجمه دروغ بی‌بی سی و دو نکته کوتاه
*خرچنگ‌زاده: نامه ای به برادران مسلمان مصری
*سطلیات(گودر): درباره پاسخ اخوان
*خیزران(گودر): یک نکته درباره موضع اخوان
*رمز عبور: اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
*آهستان:
پیام انقلاب و واکنش گورباچف و اخوان المسلمین
*مسیح: کلام باطل از حلقوم حق